مصاحبه با آیت الله محمد هادی یوسفی غروی
 

مصاحبه با آیت الله محمد هادی یوسفی غروی
آیت الله محمد هادی یوسفی غروی استاد حوزه علمیه قم و از مؤسسین انجمن می باشد. تدریس مجموعه متون حوزوی و از جمله تاریخ اسلام، ترجمه متقابل آثار به عربی و فارسی، تصحیح متون و تألیف آثار مختلف، به خصوص در حوزه ی تاریخ اسلام از فعالیت های اوست. از آثار علمی ایشان در حوزه ی تاریخ اسلام، می توان به کتاب 8 جلدی «موسوعة التاریخ الاسلامی».. بفرمائید که احساس چه ضرورت هایی شما و همکارانتان را به سمت تأسیس انجمن سوق داد؟...

بسمه تعالی

معرفی:‌ آیت الله محمد هادی یوسفی غروی استاد حوزه علمیه قم و از مؤسسین انجمن می باشد. تدریس مجموعه متون حوزوی و از جمله تاریخ اسلام، ترجمه متقابل آثار به عربی و فارسی، تصحیح متون و تألیف آثار مختلف، به خصوص در حوزه ی تاریخ اسلام از فعالیت های اوست. از آثار علمی ایشان در حوزه ی تاریخ اسلام، می توان به کتاب 8 جلدی «موسوعة التاریخ الاسلامی» اشاره کرد که به بررسی حوادث بعد از پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله تا انتهای عصر غیبت صغری (330 هجری قمری) می پردازد. سه جلد اول ترجمه ی فارسی آن با عنوان «تاریخ تحقیقی اسلام» منتشر شده است. احیاء کتاب مقتل «وققة الطف» شامل اخبار تاریخی ابومخنف ازدیگر آثار او می باشد که با استفاده از تاریخ طبری و تطبیق با سایر منابع تاریخی کهن انجام شده است. ایشان هم اکنون عضو هیئت علمی مجله «نامه ی دانش پژوهان» هستند.

1. بفرمائید که احساس چه ضرورت هایی شما و همکارانتان را به سمت تأسیس انجمن سوق داد؟

من فضیلت سبقت در تأسیس انجمن را ندارم. ظاهراً برادرمان جناب آقای دکتر شیخ محمد رضا بارانی سیرجانی پیشقراول این قضیه شده اند. من صرفاً اجابت دعوت کرده ام تاتخلف از حسن ظن آقایان نداشته باشم. در جلساتشان هم در حد توان و در صورت امکان شرکت کرده ام. پیش از تأسیس انجمن جامع مشترکی برای ایجاد ارتباط بین فعالان حوزه تاریخ و تخصص تاریخ اسلام وجود نداشت تا زمینه ی تعاطی وهمفکری بیشتر فراهم شود. دیدن کارهای علمی دیگران و مقایسه ی آنها با یکدیگر موجب شکوفایی فکری و موجد رهیافت ثالث یا لاقل نوعی بازنویسی می گردد. اصولاً تعدد دید از تعدّد دیده حاصل می شود. تعاطی تکثری، تکثر بعدی را در پی دارد؛ مشروط بر آنکه نقادانه، مقارنه ای و مقایسه ای باشد. هر چه نقادی ها بیشتر باشد، نتایج بهتری را در پی خواهد داشت و از چالش ها کاسته خواهد شد. امیر المؤمنین علیه السلام می فرمایند که: «مباحثه در هر علمی موجب پیشرفت آن علم می شود»

2. بفرمائید که چه آسیب هایی را متوجه علم تاریخ اسلام می دانید؟

1) فعالیت های علمی انفرادی. اولین آسیب هر علمی انجام کارهای انفرادی بدون داد و ستد اطلاعات و معلومات در آن زمینه و عدم توجه به نظرات متخصصان آن حوزه است. هر فعالیت علمی، فکری و فرهنگی در تبادل نظر با دیگران است که چک – اصلاح می شود و ارتقا می یابد. گرچه ممکن است بسیاری از اظهار نظرها وارد نباشد یا شخص را قانع نکند اما لازمه ی کارهای علمی است. فرمایش امیر المؤمنین علی علیه السلام مبنی بر «زکاة العلم نشره» نشان می دهد که رشد و نمو علم و شکوفایی فکری در گرو تعاطی با دیگران است. چه بسا انسان از بعضی مطالب غفلت کند و هنگامی که باب مذاکره و نظر خواهی از دیگران را باز می کند، آنها هم تشویق می شوند که اثر او را ببینند؛ فکر کنند و اگر نقاط چالشی، ابهام یا اشکالی به نظرشان می رسد مطرح کنند.در تمام علوم همین طور است. تأسیس انجمن و برگزاری اجتماعات متخصصان از راه های مؤثر برای جبران این نقیصه در علم تاریخ است.

2) عربی بودن منابع اولیه علم تاریخ اسلام؛ هر چه احاطه ی انسان بر ادبیات عربی قوی تر باشد، می تواند استفاده ی آسانتر و وسیع تری از آنها بنماید. میزان تسلط ادبی نسبت معکوس با احتمال خطا و اشتباه در فهم واستنباط از منابع مذکور دارد. احاطه ی کمتر درصد احتمال خطا را بالاتر می برد. بنابراین باید با احتیاط و دست به عصا راه رفت و با وجود شبهه در دلالت یا استنباط از جمله، زود تصمیم نگرفت و با اشخاص با تجربه در حوزه ی ادبیات یا تاریخ اسلام مشورت نمود.

3) وام مستشرقان. توضیح این مطلب نیازمند چند نکته است:

1/3) دو نوع کار داریم: قدیمی و بَعدی. کار قدیمی، صرف جمع آوری گزارش های خبری تاریخی است؛ کاره ساده ی اولیه که در متون تاریخی انجام می شده است. کار بعدی، مقارنه و مقایسه ی آرا و استنتاج و استنباط از آنهاست. تحلیل و تعلیل تاریخ و یافتن علل و اسباب حوادث است تا بدانیم بر هر علتی چه معلولی مترتب شده است. مسکویه رازی که در قرن چهارم به تلخیص متن تاریخ طبری مبادرت ورزیده، تا حدّی درصدد استنتاجات بوده؛اما آنچه بر کتابش غلبه دارد؛ جنبه ی نقلی است. ابن خلدون مغربی در قرن هشتم توجه بیشتری به روابط علی معلولی و تحلیل عقلی تاریخ کرده است؛ به صرف نقل تاریخ بسنده نکرده و موازین عقلی را هم به کار گرفته است. در بین مورخان مسلمان، ابن خلدون بود که به این شیوه دست یازید؛ اما توسعه ی آن به خصوص در حوزه ی تاریخ اسلام توسط مستشرقان غربی صورت گرفته است؛ بنابراین ما در این زمینه ثانوی هستیم. آنها سپس از طریق تدوین برنامه های درسی مدارس و دانشگاه های کشورهای اسلامی، به طور غیر مستقیم اقدام به استعمار فکری مسلمانان کردند.

2/3) شیعیان جهان اسلام در اقلیت اند. منابع اولیه تاریخ اسلام، عمدتاً ترکیبی از قالب درسی غربی ها و محتوای مدنظر اهل سنت است. رشته تخصصی تاریخ اسلام در دانشگاه دایر شده و سابقه ای با این عنوان در حوزه های علمیه نداشته است. اگر هم کسی مطالعاتی داشته و استنباطاتی از منابع تاریخی کرده براساس ذوق و سلیقه خودش بوده و کار جمعی وجود نداشته است. بنابراین باید در استفاده از منابع مذکور دقت بیشتری معمول داشت و از توجه به منابع شیعی غافل نشد؛ بخصوص هنگامی که می خواهیم دست به قلم ببریم و محصول مطالعاتمان را بنویسیم. نویسندگی، نوعی قضاوت و صدور حکم است. باید محتاط بود؛ همان طور که حاکم و قاضی منصف و بی غلّ و غش حواسش را جمع می کند و نظر خود را ارزیابی می کند.

3/3) نمی خواهیم همه خاورشناسان را با یک چوب برانیم و بگوئیم که مغرض بودند و بر عکس، همه ی آنها را تبرئه کنیم و خوش بینانه بگوئیم که منصف بودند و مبنای کارشان علمی بود؛ در صورتی که می دانیم اصل تأسیس مکاتب استشراقی، با هدف نفوذ غربیان در جهان اسلام به شیوه ی تبلیغی تبشیری مسیحی بود؛ بدتر اینکه استعمار هم برای تحقق اهداف خود بر دوش این الاغ سوار شد. بسیاری از خاورشناسان، مغرض بودند و تنها درصد غرض ورزی هایشان متفاوت است. نقطه ی چالشی بزرگ و مهمّ ما در بررسی مسائل تاریخی، عدم اکتفا به کیفیت خوش آیند مقارنه، مقایسه و برداشت های صورت گرفته توسط خاورشناسان است. ما تو زردی اینها را کم ندیده ایم! لذا خیلی باید مراقب باشیم که کثرت رفرنس ها از منابع کهن، فریبمان ندهد. مرحوم بازرگان، مستشرقان را در نوع برخوردشان با پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله به چهار گروه تقسیم می کند؛ مغرض ترین هایشان دشمنی صد در صد دارند و معتدل ترهایشان قدری انصاف. خاورشناس منصف غربی که مؤمن به جنبه ی غیبی وحی نیست، درباره ی علت حضور حضرت برای عبادت در غار حرا طی ماه های رجب، شعبان و رمضان می گوید: «او نابغه ای بوده که برای تفکر و چاره اندیشی در مورد نجات مردم عرب به آنجا رفته است.» گر چه این توجیه برای او که به رسالت الهی پیغمبر صلی الله علیه وآله ایمان نیاورده، درست باشد، اما برای مورخ مسلمان نه و نمی توان به صرف توجیه خوش آیندش تحت تأثیر قرار گرفت و به آن استناد کرد. آقای ذبیح الله منصوری مترجم رسمی و ساواکی شاه برای آنکه مذهب کاذبی درست کند و بین ایرانیان و مرجعیت فاصله بیندازد، کتاب «امام صادق، مغز متفکر شیعه» را از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه می کند تا علم و عصمت و الهام غیبی امام را منکر شود. تبلیغات پر حجمی از آن سوی آب ها می شود که «آقا! آکادمیک باشید؛ موضوعی باشید؛ تحت تأثیر عقیده و مذهب قرار نگیرید؛ تاریخ را با عقیده یا کلام قاطی نکنید!» سخن درستی است که «هر چیزی به جای خویش نیکوست» این درست! قبول! اما تا کجا؟ تا گاو وماهی؟! آیا در مسلّمات دینی واعتقادی هم که برایشان اقامه برهان شده و به «دو دوتا چهار تا» رسیده ایم و با همان ادله و براهین می توانیم در مقابل همه مدعیان دفاع کنیم، نیز کوتاه بیائیم؟! گاهی ممکن است در موازنه ی مسئله ی اختلافی به نام دین و عقیده و امر تاریخی، آن قدر به امر تاریخی مطئمن شویم که مرجّح یکی از آن دو طرف اختلافی فکری و عقیدتی باشد؛ این اشکالی ندارد؛ امّا در مورد اصول نمی توان عقب نشینی کرد؛ مثلاً اگر از طرف تاریخ، ادعائی نقل شده باشد که منافی صد در صد – و نه خیالی – با عصمت پیغمبر صلی الله علیه وآله باشد، نمی توانیم که در اینجا عقیده مان به عصمت را نادیده می گیریم. اینها خطوط قرمز اعتقادی ماست و نباید تا این حدّ تحت تأثیر شعار جدایی تاریخ از عقیده قرار بگیریم. شایسته است چنانچه یکی از ما آگاهانه یا ناآگاهانه در مقاله اش تحت تأثیر یکی از نقاط چالشی قرار گرفت، دیگران به مقتضای فرمایش قرآنی «وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر» و آیه ی شریفه ی «وذکّر فانّ الذکری تنفع المؤمنین» به او متذکر شوند.

3. تعریف شما از علوم انسانی چیست؟

«تعرف الاشیاء بمقابلاتها» تقسیم بندی عقلایی است که توسط غربی ها انجام شده و به علوم غیر صنعتی گفته می شود. طبقه بندی های دیگری هم در قرون گذشته توسط دانشمندان اسلامی فارابی و رازی انجام شده بود. که در کتاب چهار جلدی «تاریخ پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران» اثر جناب آقای دکتر ولایتی ذکر شده است. الحمد الله این کتاب به قدری زمینه پیدا کرده که ترجمه های متعدّد انگلیسی، اردو، فرانسه، ترکی واخیراً مالایایی (در مالزی ) هم یافته است. کتابی مستدل که منابع تمام موضوعاتش وجود دارد و برای هر کس قابل مراجعه، نقد و ارزیابی است. چرا قبلاً اعتنایی در این حدّ به «تاریخ تمدن و فرهنگ» و بخصوص عنوان «اسلامی» نبود؟ اگر هم بود، صرفاً تاریخ فرهنگ و تمدن ایرانی بود؛ زیرا برنامه های درسی دانشگاهی از غرب آورده و یکی از پیامدهای منفی اش بی توجهی به جنبه های دینی است. «تاریخ ایران و اسلام» یکی از دروس دانشکده ی الهیات دانشگاه تهران در قبل از انقلاب بود که خدمات ایران به اسلام را بررسی می کرد و بر سر آن منّت می نهاد. دید یکجانبه ای که بی طرفانه نبود. شهید مطهری تدریس آن را به عهده گرفت و عنوانش را به «خدمات متقابل اسلام وایران» تغییر داد که با برخوردهای غیر علمی و قهر آمیز کسانی مواجه شد که همواره از آکادمیک بودن، موضوعی بودن و بی طرفانه بودن در مباحث علمی دم می زدند؛ لذا ایشان ناچار شد که ادامه ی مباحث را در حسینیه ارشاد پیگیری کند وبا استقبال شدید دانشجویان و مردم مواجه شد؛ به طوری که کاست سخنرانی های ایشان دست به دست می گشت.

4.آیا کشورهای عربی هم در موضوع تاریخ اسلام تحقیق می کنند و در راستای اهداف انجمن است؟

ارائه ی آثار ناشران عربی در نمایشگاه کتاب، دریچه ای برای آشنایی با تحقیقات مذکور است. علاوه بر مصر، لبنان و سوریه دانشگاهیان عربستان سعودی هم که برخی از آنها تحصیل کرده های کشورهای مذکورند، حداقل از نظر شکلی و فنی، بحث های تحقیقی و تدقیقی انجام داده اند، گر چه ممکن است با بسیاری از نتایجشان موافق نباشیم. کسانی که مشکل زبان (عربی) ندارند، می توانند از فعالیت های انجام شده اطلاع یابند.

 


شنبه, 30 اردیبهشت 1391