دومین نشست علمی انجمن ایرانی تاریخ اسلام با عنوان "بازشناسی پدیده اخراج مسلمانان از اندلس، چگونگی و پیامدها" پژوهشگاه بین المللی المصطفی برگزار شد
 

دومین نشست علمی انجمن ایرانی تاریخ اسلام با عنوان "بازشناسی پدیده اخراج مسلمانان از اندلس، چگونگی و پیامدها" پژوهشگاه بین المللی المصطفی برگزار شد
به اهتمام انجمن ایرانی تاریخ اسلام و همکاری گروه تاریخ اسلام و سیره پژوهشکده علوم اسلامی پژوهشگاه بین المللی المصطفی نشست علمی با عنوان "بازشناسی پدیده اخراج مسلمانان از اندلس، چگونگی و پیامدها"، با هدف آشنایی اعضای انجمن و پژوهشگران تاریخ با این موضوع، صبح چهارشنبه، 30 دی ماه از ساعت 9:30 تا 12 در سالن اجتماعات پژوهشگاه بین المللی المصطفی برگزار شد....

به اهتمام انجمن ایرانی تاریخ اسلام و همکاری گروه تاریخ اسلام و سیره پژوهشکده علوم اسلامی پژوهشگاه بین المللی المصطفی نشست علمی با عنوان "بازشناسی پدیده اخراج مسلمانان از اندلس، چگونگی و پیامدها"، با هدف آشنایی اعضای انجمن و پژوهشگران تاریخ با این موضوع، صبح چهارشنبه، 30 دی ماه از ساعت 9:30 تا 12 در سالن اجتماعات پژوهشگاه بین المللی المصطفی برگزار شد.

در ابتدای این نشست، دکتر محمدرضا بارانی ضمن عرض خیر مقدم از شرکت کنندگان در نشست و تشکر از آقایان دکتر خضری و دکتر کوتیاس برای ارایه سخنرانی در این نشست، به اهمیت موضوع در تاریخ اسلام اشاره کردند و افزودند ورود اسلام با اندلس و اخراج آنان توسط مسیحیان نیازمند بازتولید است تا در مقایسه بین این ورود و خروج و رفتار مسلمانان در آغاز فتح اندلس با مردمان بومی و همراهی مردم و به ویژه یهودیان با فتحان مسلمان از یک سو  و رفتار مسیحیان با مسلمانان در هنگام اخراج مسلمانان از اندلس از سوی دیگر نشان¬گر برخی مسایل مهم است.
هم¬چنین انتقال تمدن اسلامی به غرب از سه مسیر صورت گرفته است که مسیر جنگهای صلیبی و سیسیل دو محور مهم بودند اما انتقال تمدن اسلامی از راه اندلس بسیار مهم¬تر و برجسته¬تر بوده است. تأسیس دانشگاه¬ها و جوامع علمی توسط مسلمانان و به ویژه در دوره امویان اندلس تأثیر زیادی در این زمینه داشته است. مثلا در دوره عبدالرحمن سوم اوایل قرن چهارم هجری مراکز علمی بزرگی تأسیس شد که با کتاب¬خانه¬ها و مراکز علمی امروز قابل رقابت بودند. و این مسأله سبب آشنایی مردمان مسیحی و دیگر پیروان ادیان با دانش مسلمانان و آموزه¬های اسلامی گردید.
بنابراین حضور مسلمانان در اندلس برای غرب یک نعمت و فرصت بزرگ بوده است و اخراج آنان نیز سبب از دست رفتن فرصت ها برای آنان گردید. ایشان سپس با تشکر از حاضران مدیریت برگزاری جلسه را به جناب آقای دکتر خضری سپردند.
دکتر سید احمدرضا خضری، استاد دانشگاه تهران در سخنانی به داستان ورود مسلمانان به سرزمین اندلس و حضور آنان در منطقه شبه جزیره ایبری اشاره کرد و گفت: خلاصه این حضور را می توان در یک کتاب هشت برگی عرضه کرد، کتابی که هشت برگ بیشتر ندارد و مصادف با هشت قرن حضور مسلمانان در سرزمین اندلس است. در این کتاب هشت برگی ماجرای حضور مسلمانان در شبه جزیره ایبری و سرزمین اندلس از آنجا آغاز می شود که مسلمانان در ماجرای فتوحات شمال آفریقا به انتهای آفریقا و حاشیه اقیانوس اطلس رسیدند.

وی در ادامه افزود: با توجه به عدم آشنایی کامل مسلمانان از مناطق جهان، گمان کردند این مناطق آخر دنیا است، در فتوحات غربی به آخرین نقطه ممکن در کره گیتی رسیده‌اند، لذا به فکر نفوذ به عمق آفریقا افتادند. در طی مراودات و معاملاتی که با گروهی از مردم ساکن حاشیه شمالی آفریقا یعنی در دو نقطه ورودی به دریای مدیترانه و نزدیک به شبه جزیره ایبری در شهرهای تنگه و سبطه داشتند، دانستند که بالاتر از آن مناطقی قابل توجه برای تصرف است.

برگ اول؛ فتح شبه جزیره ایبری یا اندلس
استاد دانشگاه تهران در ادامه به ورق زدن این کتاب هشت برگی پرداخت و با اشاره به برگ اول آن گفت: مسلمانان به فکر فتح شبه جزیره ایبری یا اندلس افتادند. انگیزه و هدفی که مسلمانان برای تصرف اندلس در آن روزگار تعریف کردند چندان مبتنی بر اصول و آرمان ها و بنیادهای اسلام نبود. مسلمانانی که در این روزگار به فتح اندلس پرداختند مسلمانانی نبودند که ایران، عراق و یا شامات را فتح کردند. عصر مسلمانان اولیه گذشته و روزگار امویانی رسیده بود که برای فرافکنی مشکلات درونی خود پدیده فتوحات را همچنان زنده نگاه داشته بودند.

فتح اندلس به انگیزه کسب غنایم

دکتر خضری اظهار داشت: امویان تازه غلبه کرده بر مشکلات درونی، نیروهایشان را برای به دست آوردن غنایم جدید به سمت اندلس بردند. هرچند اندلس فتح شد و به تصرف مسلمانان در آمد اما این انگیزه سبب شد که این فتوحات چندان پایدار نباشد. سؤالی اینجا مطرح می شود که با وجود حضور هشت قرن مسلمانان در اندلس چرا در اسپانیای کنونی تعداد مسلمانان از کشور انگلستان که هیچ وقت پای مسلمانان برای فتح به آنجا نرسیده به مراتب کمتر است؟ انگیزه امویان از فتح کشور اسپانیا سبب شد که دو جامعه جدا از مسلمانان و مسیحیان تشکیل شود. مسیحیان در واقع فهمیدند که مسلمانان با اهداف مقدس به این سرزمین نیامده اند بلکه اهدف دیگری را دنبال می کنند، این بود که در برابر آنان موضع گرفتند.

برگ دوم؛ دوران حکومت والیان اندلس / سقوط امویان
وی سپس برگ دوم این کتاب را ورق زد و آن را دوران حکومت والیان اندلس نامید و گفت: از سال نود و شش که اندلس فتح شد و مسلمانان در این سرزمین مستقر شدند، دوران امارت اولین امیر اموی اندلس آغاز شد که تا سال 1138 هجری نیز ادامه داشت. در این مدت مرکز خلافت با تحولات عظیمی روبرو شده بود. دولت امومی به دلیل مشکلاتی که با جامعه اسلامی پیدا کرده بود در سال 1132 هجری با تلاش عمده ایرانیان به خصوص سیاه جامگان خراسان و نارضایتی عامه مردم به ویژه شیعیان و خوارج ساقط شد و دولت عباسی سر کار آمد. دولت عباسی از روز اول نتوانست بر اندلس دست پیدا کند و لذا اندلس به صورت پاره تن اسلام اما جداگانه و ناپیوسته با کل اسلام در گوشه ای افتاد. در تمام این مدت که مسلمانان با حملات مکرر مسیحیان روبرو بودند از سوی دولت عباسی نه تنها هیچ کمکی به آنان نشد بلکه سنگ اندازی های فراوانی نیز صورت گرفت. فاجعه این دوران پیمان خلیفه مسلمانان با امیر مسیحیان علیه مسلمانان بود.

برگ سوم؛ دوران حکمرانی امویان بر اندلس
استاد دانشگاه تهران برگ سوم این کتاب را دوران حکمرانی امویان بر اندلس نام نهاد و ابراز داشت: اندلس به دلیل جدا افتادگی جغرافیایی به پیکره خلافت عباسی نپیوست و اوضاع آشفته ای در آنجا رقم خورد. عباسیان که در تلاش بودند همه نقاط را به تصرف در آوردند کوشش‌هایشان را بیشتر متمرکز بر شرق کردند. اینان در یک خطای تاکتیکی امویان را تحت تعقیب قرار دادند و هرکجا آنان را می یافتند به قتل می رساندند. این خطا سبب جدایی اندلس به طور رسمی از پیکره عالم متحد اسلام شده بود. مسیحیان دانستند که مسلمانان اندلس هیچ ارتباطی با عباسیان ندارند لذا تمام تلاش خود را برای بیرون کردن آنان از این سرزمین به کار بستند و این خودآگاهی جامعه مسیحی سبب شد که هیچ گاه احساس شکست قطعی در برابر مسلمانان نکنند. دوران حکمرانی و فرمانروایی امویان بر اندلس از سال 1138 تا 1431 هجری ادامه پیدا کرد. خلافت امویان در دوران حکومت مسلمانان بر اندلس مقتدرانه ترین دوران در تاریخ اندلس است و آثاری که از آن زمان به جای مانده مانند نگینی در تاریخ اسپانیای کنونی می درخشد.

برگ چهارم؛ دوران ملوک الطوایفی اندلس
دکتر خضری در ادامه سخنان خود با تورق کتاب به دوران ملوک الطوایف اندلس اشاره کرد و افزود: پس از فروپاشی خلافت امویان، سی خاندان اندلس را بین خود تقسیم کردند. این دوره دوران ضعف و به جان هم افتادن مسلمانان است. در این دوران برخی مسلمانان برای تسلط بر دیگر مسلمانان از مسیحیانی که تازه حکومتی را تشکیل داده بودند کمک می گرفتند و این بسیار غم گنانه بود. این دوران سبب قدرتمندتر شدن مسیحیان شد. براساس این اشتباه بزرگ، تولدو به دست مسیحیان افتاد و توسط آلفونس ششم تصرف شد. این فاجعه هولناک آغاز شکست مسلمانان به معنای واقعی بود. در این دوران، مسلمانان در ضعف شدیدی قرار گرفتند به طوری که حتی نتوانستند از کیان خود دفاع کنند.

برگ پنجم؛ حکومت مرابطون بر اندلس
وی ادامه داد: مسلمانان از شدت ضعف برای نخستین بار به حکومت مردان شمال آفریقا متوصل شدند. در شمال آفریقا حکومتی مذهبی به رهبری یک فقیه تشکیل شده بود و یوسف بن تاشفی سردمدار این حکومت بود. وی از شمال آفریقا به اسپانیا لشکر می کشد و برگ پنجم کتاب که دوران سلطه مرابطون بر اسپانیا است آغاز می شود. این دوره بسیار افتخار آمیز بود زیرا مرابطون جلوه ای از ایمان و اسلام ولو در نگاه سنی و مالکی به اسپانیا عرضه کردند که مبتنی بر فقه اسلامی و آموزه هایی از دین بود. در تمام این دوران تنها یک دولت شیعی به نام بنی حمود که از شیعیان حسنی بودند، توانست برپا شود و دولتی کوچک را در کوردوا و سپس در مالگا تشکیل دهد.

برگ ششم؛ حکومت موحدون بر اندلس
دکتر خضری با بیان این‌که مرابطون دوام چندانی نیاوردند، گفت: رقیب مرابطون یعنی دولت موحدون از شمال آفریقا برخواست و پایگاه های آنان را در شمال آفریقا تصرف کرد. آنان اعتقاد داشتند که خود موحدند و مرابطون مشرکند. برگ ششم کتاب در عهد موحدون طولانی است و حدود یکصد و هفتاد سال ادامه دارد. ‌موحدون جماعتی تندرو، افراطی و طرفدار قرائت تندی از اسلام بودند لذا اندیشه هایشان نتوانست گیرایی خوبی به وجود آورد، مسیحیان در برابر آنان ایستادگی کردند و سبب حذف آنان شدند.

برگ هفتم؛ دوران دوم ملوک الطوایفی اندلس
استاد دانشگاه تهران سپس گفت: برگ هفتم کتاب دور دوم ملوک الطوایف اندلس است که بسیار ضعیف تر از دوران قبل آغاز می شود. ملوک الطوایف همگی ساقط شدند و تنها یک خلافت به نام بنو نصر یا بنو احمر باقی ماند. اینان دویست سال بر شهر گرانادا حکومت می کردند اما مرتب در فراز و نشیب بودند. روزی آنقدر قدرت داشتند که کاخ الحمرا بزرگ ترین و مهم ترین یادگارهای مسلمانان را در اسپانیا ساختند و روزی آنقدر ضعیف که در زمان محمد ششم حادثه تاریخی اتحاد بین دو منطقه مسیحی نشین شمال اسپانیا یعنی منطقه آراگون با مرکزیت ساراقوسا و منطقه کاستیا اتفاق افتاد. فردیناند دوم پادشان آراگون با ملکه کاستی با نام ایزابل ازدواج کرد و این ازدواج سیاسی به یک اتحاد سیاسی مبدل شد. آنان متحد شدند و عزمشان را جزم کردند که گرانادا را از مسلمانان بگیرند. سرانجام این حادثه تلخ یعنی تصرف گرانادا پس از یک محاصره طولانی در 25 نوامبر سال 1492 برای با 21 محرم سال 897 هجری اتفاق افتاد و مسلمانان مجبور شدند به اطاعت مسیحیان در آیند و محمد دوازدهم آخرین امیر بنونصر ناچار به ترک شهر شد.

برگ هشتم؛ مسلمانان تحت سلطه مسیحیان
وی با بیان این‌که مسیحیان پس از حکومت مطلق خود بر اندلس دو راه پیش روی مسلمانان گذاشتند که یا دین مسیحیت را بپذیرند و یا کشور اسپانیا را ترک کنند، ابراز داشت: تعدادی از مسلمانان به خاطر زندگی و امکاناتی که در اندلس داشتند براساس اصل اسلامی و شیعی «تقیه» کردند و عده ای هم که پذیرش دین مسیحیت در هر حالتی برایشان سخت بود، سرزمین اندلس را ترک کردند، از این رو برگ هشتم این کتاب که داستان مسلمانان تحت سلطه مسیحیان است، آغاز می شود. مسلمانانی که دین مسیحیت را پذیرفته بودند به مدجّن ها یعنی رام شده ها معروف شدند. این مدت یکصد و بیست سال به طول انجامید تا زمان فیلیپ سوم معاصر با عباس صفوی در سال 1609 میلادی برابر 1018 هجری که فرمان رسمی اخراج باقیمانده مسلمانان صادر شد. ماجرایی که اکنون در اسپانیا به شکوه از آن یاد می شود و سال های 2009 تا 2010 که مصادف با چهارصدمین سال اخراج مسلمانان از اسپانیا است، مراسم ها، سمینارها و کنفرانس های مختلف در این زمینه برگزار می شود.

در ادامه این مراسم دکتر خوسه فرانسیسکو کوتیاس فرر، دبیر دپارتمان اسلام و عرب و استاد دانشگاه آلیکانته اسپانیا به تبیین واژه موریسکو پرداخت و گفت: موریسکو برگرفته از واژه مورو به گروهی از مسلمانان اطلاق می شود که در قرن شانزده و هفده در اسپانیا زندگی می‌کردند. موریسکوها به عنوان گروه ویژه ای در جامعه اسپانیا از نظر مذهب و نوع زندگی با بقیه تفاوت داشتند و آخرین مسلمانانی بودند که در منطقه الاندلس زندگی می کردند. آنان در جامعه ای زندگی می کردند که خصمانه و دشمنانه با آنان برخورد می شد. علت برخورد خصمانه با این گروه به دلیل این بود که مسلمان، شرقی و عرب زبان بودند در حالی که اکثریت جامعه اسپانیا در قرن شانزده و هفده به شدت کاتولیک، اروپایی و لاتین زبان بودند. مطالعه زندگی موریسکوها بخشی از تاریخ اسلام را تشکیل می دهد و واژه ای خاص در تاریخ حضور اسلام در شبه جزیره ایبری است و نمی توان از آن صرف نظر کرد.

اسلام؛ شالوده و بنیاد سنت موریسکوها
وی افزود: تفاوت موریسکوها با سایر مردم اسپانیا از نظر نژادی به خوبی مشخص نبود. آنان تنها از نظر لهجه و زبان با مردم اسپانیا تفاوت داشتند و چنان از نظر ظاهری با مردم آمیخته بودند که تفاوت ظاهری بین آنان و مسیحیان تشخیص داده نمی شد. اگرچه مسلمانان با مسیحیان از نظر ظاهری تفاوت نداشتند اما از نظر فرهنگی مذهبی با جامعه مسیحی تفاوت هایی داشتند. در وجود مسلمانان ایمان وجود داشت و منشأ اصلی سنت موریسکوها اسلام بود. اسلام اساس، شالوده و بنیاد سنت موریسکوها بود و این سبب شد که به منزله گروهی خاص زندگیشان در قرن شانزده تداوم پیدا کند. آنان در زندگیشان آداب، رفتار و رسومی را انتخاب می کردند که بیشتر با اسلام سازگار باشد که در عین حال آنان را از جامعه اسپانیا جدا نکند. با وجود همه تلاش‌هایشان در تطبیق با جامعه اسپانیا، سرانجام پایبندیشان به دین اسلام سبب شد که از آن سرزمین اخراج شوند.

عوامل اخراج مسلمانان از سرزمین اندلس
استاد دانشگاه آلیکانته اسپانیا در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تأثیر عوامل و فاکتورهای مختلف در اخراج مسلمانان گفت: نخستین عامل در اخراج مسلمانان زبان عربی بود، زیرا این زبان برای موریسکوها نه تنها یک زبان محاوره بلکه زبان دین و زبان مقدسی بود. همین موضوع سبب جدا شدن موریسکوها جامعه می شد. عامل دیگر خوراک و تغذیه مسلمانان بود که از هر خوراکی استفاده نمی کردند. گوشت خورک نمی خوردند، از شراب استفاده نمی کردند و لباس چرم خوک نمی پوشیدند. موسیقی و نوع ابراز شادی نیز از جمله عواملی بود که مسلمانان را از مسیحیان متمایز می کرد. آنچه بیش از هر چیزی مسلمانان را از ساکنان دیگر اسپانیا جدا کرد به منشأ تاریخی متفاوت آنان با منشأ تاریخی اسپانیایی‌ها برمی گشت.

کوتیاس با بیان این‌که مسلمانان سرزمین اندلس تشکیل قدرت سیاسی در شبه جزیره ایبری را به سه دلیل شرعی و حق خود می دانستند، اظهار داشت: خاص خدا، پیروزی تاریخی مسلمانان بر ویزیگوت ها و تصرف شبه جزیره ایبری و زندگی اجداد موریسکوها به عنوان مسلمانان ساکن در قلمرو اسپانیا از عوامل عمده این اعتقاد بود. مسلمانان توانسته بودند سرزمین اسپانیا را تصرف کنند و آن را به الاندلس تبدیل کنند. الاندلس شکل تغییر یافته اسپانیای مسیحی در اسپانیای اسلامی است. در این دوره اکثریت با مسلمانان است و در کنار مسلمانان یک همزیستی مسالمت آمیز بین گروه های یهودی، مسیحی و مسلمان وجود دارد.

وی ادامه داد: فتوحات مسیحیان در قرون ده تا دوازده سبب شد بسیاری از مسلمانان سرزمین و قلمرویشان را به ناچار ترک کنند. با مهاجرت مسلمانان به مناطق مسلمان نشین، حضور اسلام در این مناطق کمرنگ شد. مسلمانان به منطقه گرانادا یا قرناطه مهاجرت کردند و در آنجا متمرکز شدند. گروه هایی از مسلمانان تشکیل شد که از نظر مسیحیان با عنوان مدخارها یا مدجّن ها معروف شدند لذا این مدخارها اجداد موریسکوها بودند. زندگی مسلمانان در این دوران به سه مرحله آزادی در علنی کردن دین اسلام، مدّجن ها یعنی رام شده ها و موریسکوها که مجبور می شوند این مناطق را تخلیه کنند، تقسیم می شود.

دو زبانه بودن مسلمانان وحساسیت مسیحیان
دبیر دپارتمان اسلام و عرب، دو زبانه شدن موریسکوها را از عوامل دیگر اخراج مسلمانان نام برد و گفت: تکلم مسلمانان به زبان عربی لاتینی سبب شد که مسیحیان یک گام به پیش روند و مسلمانان پسرفت کنند. موریسکوها از یک طرف به دلیل ایمانی که به دین اسلام و پیامبر داشتند خود را مسلمان می دانستند و از طرف دیگر به خاطر موقعیت جغرافیایی و مکانی که در آن زندگی می کردند، آیین مسیحیان را پذیرفته بودند. این موضوع سبب شد که نتوانند خود را از زیر سلطه سیاسی مسیحیان جدا بدانند و ناچار پادشاهی مسیحیان را پذیرفتند، لذا تاریخ شناسان اسپانیا موریسکوها را به عنوان آخرین و واپسین مسلمانان اندلس می شناسند. مسیحیان در قرن یازده میلادی شهر تولدو را تصرف کردند که در این زمان موضوع اجباری کردن اسلام مسیحیت برای مسلمانان به صورت نقطه های آغازین شروع شد و از اینجا مودخارها پدید آمدند.

اجبار در تغییر دین مسلمانان به مسیحیت
دکتر کوتیاس، تصرف گرانادا به وسیله مسیحیان را سبب ایجاد دوره جدیدی از ارتباط مسلمانان با مسیحیان معرفی کرد و با بیان این‌که در این زمان قراردادها و تفاهم نامه هایی بین مسلمانان و مسیحیان برای هم زیستی منعقد شد، اظهار داشت: نکته مهم و قابل توجه در تمام این قراردادها این بود که مسیحیان توانستند به مرور، مسلمانان را مجبور به تغییر دین کنند. چند سال پس از فتح گرانادا توسط مسیحیان در نقاط مختلف این شهر، مسلمانان به زور غسل تعمید داده شدند. عده ای هم که در مقابل این موضوع مقاومت کردند مجبور به ترک شهر شدند. البته مسیحیان از وجود یک موضوع اعتقادی در بین مسلمانان به نام تقیه خبر نداشتند و نمی دانستند مسلمانان از این روش برای نجات خود استفاده می کنند. در طول قرن شانزده و هفده مسیحی‌ها از این اقدام عجیب مسلمانان به شگفت آمده و تصمیم گرفتند آنان را زیر ذره بین قرار دهند لذا آنان را وادرا به پذیرش دین مسیحیت کردند و به اجبار غسل تعمید می دادند.

اخراج مسلمانان از اندلس؛ رویارویی دو مذهب اسلام و کاتولیک
وی سپس به رودرویی آشکار مسیحیان و مسلمانان و نیز ماجرای اخراج مسلمانان اشاره کرد و گفت: مسیحیان با توجه به قدرت پادشاهی کاتولیک اندلس به این نتیجه رسیدند که مسلمانان را اخراج کنند. ابتدا اخراج مسلمانان عبارت بود از اخراج یک گروه کوچک تر توسط گروهی که قدرت را در دست دارد و برای مسایل مذهبی خود در ده های آینده نگران است. این نگرانی اهمیت چندانی نداشت و طرفداران این قضیه نیز زباد نبودند. اما آنچه مهم است حوادث سیاسی تاریخی است که اتفاق می افتاد و در نهایت سبب افزایش طرفداران این قضیه می شود. عمق این قضیه، بنیادی ایدئولوژیک و عقیدتی داشت که عبارت بود از رودرویی دو مذهب اسلام و کاتولیک که چندان جنبه جنگجویانه نداشت. این ماجرا در طول زمان انجام و آرام آرام منجر به اخراج مسلمانان از سرزمین اندلس شد در حالی که از سوی کلیسا و مسؤولان کلیسا نظرات گوناگونی در این مورد وجود داشت و رهبر مسیحیان کاتولیک در اخراج مسلمانان اسپانیا هیچ نقشی نداشت.

پادشاه اسپانیا و اخراج مسلمانان از اسپانیا
استاد دانشگاه آلیکانته اسپانیا در پایان گفت: لازم است عواملی که سبب اخراج مسلمانان شد به طور دقیق بررسی شود. با بررسی این موضوع خواهیم دانست که در قضیه اخراج مسلمانان از اسپانیا، پادشاه این کشور نقش اساسی را ایفا کرده است. این پادشاه مسؤولیت مذهبی خود را به خوبی می دانست و گمان داشت که از نظر ایمان مسیحی بر هر فرد دیگری ارجحیت دارد، لذا در اخراج مسلمانان نقش اصلی را ایفا کرد و تنها کسی بود که فرمان اخراج مسلمانان را صادر کرد. حضور مسلمانان در سرزمین اندلس از طرفی بر شانه های پادشاه سنگینی می کرد و از طرفی با مشکلات سیاسی و اقتصادی روبرو بود که ناچاراً این تصمیم را گرفت. خوزه باتیستا از پژوهشگران اسپانیایی بر این عقیده است که پادشاه اسپانیا در سال 1609 مجبور به پذیرش صلح با پروتستان های هلند می شود و برای این‌که اتحاد خود را با آنان اثبات کند دست به اخراج مسلمانان و یهودیان می زند.

گفتنی است، دکتر کوتیاس در حال حاضر استاد دانشگاه آلیکانته اسپانیا است. آلیکانته شهری کوچک، بسیار مهم و دانشگاهی است که در شرق اسپانیا در استان والنسیا قرار دارد. دکتر کوتیاس به مطالعات اسلامی براساس تشویق مرحوم «پرفسور میگل دِ اپالسا» و همسر ایشان «خوسه ماریا خسوس روبیرا» به اسلام شناسی متمایل شد و دکترای خود را نیز در این گرایش و بیشتر با گرایش ایرانی دریافت کرد. وی با فراگیری زبان فارسی، اکنون در دانشگاه آلیکانتا به تدریس این زبان و درسی با عنوان فرهنگ ایرانی مشغول است.

 

 


شنبه, 30 اردیبهشت 1391