|
تاريخ اجتهاد و تقليد و تأثير آن در انديشه سياسي شيعه
ششمين نشست علمي انجمن تاريخ پژوهان با حضور اعضاء اين انجمن و با سخنراني حجتالاسلام والمسلمين رسول جعفريان در تاريخ 20/7/83 پيرامون تاريخ اجتهاد و تقليد و تأثير آن در انديشه سياسي شيعه برگزار شد.ايشان با اشاره به اينكه مفاهيم مذهبي هر كدام تاريخچهاي دارند، ابراز داشت: تاريخچه مفاهيم از كلام خداوند آغاز ميشود و در فرهنگ ائمه و صحابه به دگرگونيهايي پيدا ميكند. در طول قرون متمادي در هر ديني توسعه وجود دارد و تعقل در امر دين كاري معقول است....
|
|
ششمين نشست علمي انجمن تاريخ پژوهان با حضور اعضاء اين انجمن و با سخنراني حجتالاسلام والمسلمين رسول جعفريان در تاريخ 20/7/83 پيرامون تاريخ اجتهاد و تقليد و تأثير آن در انديشه سياسي شيعه برگزار شد.
ايشان با اشاره به اينكه مفاهيم مذهبي هر كدام تاريخچهاي دارند، ابراز داشت: تاريخچه مفاهيم از كلام خداوند آغاز ميشود و در فرهنگ ائمه و صحابه به دگرگونيهايي پيدا ميكند. در طول قرون متمادي در هر ديني توسعه وجود دارد و تعقل در امر دين كاري معقول است. خداوند به انسان قدرت داده تا با تكيه بر محورهاي اصلي دين فروعاتي را بر اساس آن پياده كند و اجتهاد هم دقيقاً همين است.
مدير گروه تاريخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در ادامه افزود: مسألهاي كه امروز مورد بحث ماست يك فرع بسيار محدود در اجتهاد است و آن اين است كه مجتهدي كه مفتي يا مرجع ميشود بايد زنده باشد و بدون حيات قابل تقليد نيست.
ويتاريخ و مطالعة آن را براي بحث روي اين مسأله بسيار مفيد دانست و گفت: درست است كه تاريخ به كسي علم نميدهد، ولي زمينه علمي شدن يك بحث را بهراحتي فراهم ميكند و عوامل تأثيرگذار روي آن مسأله را نشان ميدهد.
آقاي جعفريان با اشاره به كتاب مفصل سيد مرتضي و بحث اجتهاد در آن ابراز داشت: در اين كتاب بحث اجتهاد بر پايه مباحثي كه بين اهلسنت بود، آغاز شده، و به تدريج باعث تقسيم جامعه به دو گروه مقلد و مرجع ميشود و در زندگي شيعيان تكثير مييابد.
رئيس كتابخانه تخصصي تاريخ افزود: در دورة صفوي اصطلاح مجتهدالزماني به كار ميرفت كه در واقع همان حياتي است كه ما دنبال آن ميگرديم.
وي با اشاره به مرجعيت متفاوت شيعه تصريح كرد: در شيعه مجتهد نايب امام زمان بود و سرپرست جامعه هم محسوب ميشد كه در اين رابطه سه مرحله را ميتوان مدنظر قرار داد؛
اول مراجعة جاهل به عالم است كه صرفاً مراجعة علمي است و مورد قبول مسلمانان كه در زمان ما اين اجتهاد به رهبري تبديل شده است. دوران پيامبر و ائمه دورة نصوص خوانده ميشود و
غيبت صغري و غيبت كبري را در برميگيرد كه ائمه به اصحاب خود تعليم ميدادند كه تعريفات خود را بر اساس اصول داشته باشند و البته حرف آخر را امام معصوم ميزد. دهة دوم دورة اجتهاد محدود است كه رعايت نوعي تعريفات تطبيقي با احكام و توسعه در خود احكام است. دورة سوم كه الان در آن هستيم مجتهد و فقيه تلاش ميكند به احكام فقهي دست پيدا كند. نصوص قطعي كه معلوم است و قابل تقليد نيست و احكام مشكوك از روايات و اصول بهره گرفته ميشود.
وي ضمن اشاره به تفاوتهاي اجتهاد در مذاهب اهلسنت و شيعه تأكيد كرد: اهلسنت از قرن 5 و6 باب اجتهاد را بستند و بعد از مدتي در قرن نهم حنبليهاي جزيرة العرب باب اجتهاد را باز ميكنند اما اجتهاد آنها در راستاي فرهنگشان بوده و هيچ تحولي در فقه آنها صورت نگرفته است. در صورتيكه شيعه از ابتدا به باز بودن باب اجتهاد معتقد بوده است و اين همان حيات و پويايي است كه ما در پي آن هستيم.
مدير گروه تاريخ پژوهشكده حوزه و دانشگاه ادامه داد: فخررازي يك عالم سني است، به اجتهاد بسته هم معتقد است اما به بحث تقليد از ميت اشكالات زيادي وارد كرده است و استدلالهاي او مورد استفاده شيعه هم قرارگرفته و بايد توجه كرد كه علم كلام از قرن چهارم كه وارد فرهنگ شيعه ميشود روي فقه و اصول هم تأثير ميگذارد.
حجتالاسلام جعفريان با توجه به بحثهاي سيدمرتضي اظهار داشت: بحث زنده بودن مجتهد در فكر سياسي شيعه مجتهد را تبديل به مفتي و صاحب نظر ميكند كه باعث معتبر بودن و دستورش ميشود. البته بايد توجه داشت كه سيد مرتضي هيچ بحث مستقلي در رابطه با زنده بودن مجتهد ندارد ولي محتواي بحث نشان ميدهد كه مستفتي بايد سراغ مفتي برود و رجوع جاهل به عالم و اهلذكر نيز اشاره به اين امر دارد.
وي اشاره كرد: بعد از كتاب سيد مرتضي مهمترين كتاب اصول ما كتاب شيخ طوسي است كه آراي او بعد از خودش تحكيم پيدا كرد و تقريباً محافل فقهي شيعه مقلد شيخ طوسي شدند.
ايشان با بيان مشكل شهيد ثاني در مورد تقليد از ميت ابراز داشت: شهيد ثاني به جبلعامل رفت و ديد همه مفتي شدند و اين مفتيها فقط از كتابهاي قديمي روخواني ميكنند، با اين مفتيها درگير شد و به آنها گفت: اجتهاد يعني رسيدن به ظن در احكام شرعي، اين ظن، با وجود اين شخص (شخص مجتهد) معنا دارد. وقتي مرد، نصف اين استدلال از بين رفته است. و بعد به اين نتيجه رسيدند كه ميت قابل تقليد نيست. مجتهدي كه مرده است رأي او هم مرده است. كه اين اعتقاد علامه نيز هست.
آقاي جعفريان با اشاره به اولين نويسندة رسالة مستقل، در مورد لزوم تقليد از مجتهد زنده گفت: محققكركي اولين كسي است كه راجع به حيات مجتهد رساله دارد كه متأسفانه رسالهاش نمانده و در مواردي مثل نماز جمعه و خراج هم رساله نوشته است. مقدس اردبيلي رسالهاي دارد كه در آن بحثها و حرفهاي محقق كركي را آورده است.
وي رسالة شهيد ثاني را بسيار قاطع دانست و تصريح كرد: ايشان بحث تقليد از ميت را مطرح كردهاست و ذهنش بسيار عالي است و يكي از فقهاي برجستة دنياي اسلام است.
حجتالاسلام والمسلمين جعفريان در پايان سخنان خود تأكيد كرد: هدفم از اين بحث اين بود كه تاريخ يك مسأله فقهي را باز كنم و اين بابي باشد كه خيلي از پايان نامهها روي مسايل ريز فقهي كار كنند. و عنوانهاي پاياننامهها جديد شود. وي در ادامه به پرسشهاي شركت كنندگان در نشست پاسخ داد
