|
تحليل تاريخي نشانه هاي ظهور
دهمين نشست انجمن تاريخپژوهان در تاريخ10/12/83 و با سخنراني آقاي مصطفي صادقي با موضوع «تحليل تاريخي نشانههاي ظهور» و با حضور اعضاء انجمن و مدعوين محترم در سالنهمايش هاي انجمن هاي علمي برگزار شد.
آقاي مصطفي صادقي گفت: به اين دليل كه در بحث به همه نشانههاي ظهور نپرداختهايم و تنها بهچند عنوان كه جنبه تاريخي داشتند اشاره كرديم بحث كمي همراه با تسامح است. در واقع اين يك بحث بين رشته اي تاريخي ـ حديثي است. وي پس از ذكر چند منبع شيعي از جمله: الغيبة نعماني كه بيشترين روايت...
|
|
دهمين نشست انجمن تاريخپژوهان در تاريخ10/12/83 و با سخنراني آقاي مصطفي صادقي با موضوع «تحليل تاريخي نشانههاي ظهور» و با حضور اعضاء انجمن و مدعوين محترم در سالنهمايش هاي انجمن هاي علمي برگزار شد.
آقاي مصطفي صادقي گفت: به اين دليل كه در بحث به همه نشانههاي ظهور نپرداختهايم و تنها بهچند عنوان كه جنبه تاريخي داشتند اشاره كرديم بحث كمي همراه با تسامح است. در واقع اين يك بحث بين رشته اي تاريخي ـ حديثي است. وي پس از ذكر چند منبع شيعي از جمله: الغيبة نعماني كه بيشترين روايت را دارد و كمال الدين شيخ صدوق و .... به كتب اهل سنت اشاره كرده و گفت: كتب اهلسنت مثل مسانيد بابي به نام باب فتن گشودهاند كه روايات مربوط به ظهور را در آن آوردهاند. البته اصل عنوان فتن كه در شيعه با عنوان ملاحم آمده اختصاص به مهدي و مهدويت ندارد.
وي با اشاره به اين مطلب كه كتاب «الفتن» نعيمبنحمّاد از اهل سنت بر «الغيبة» نعماني متقدم استاضافه كرد: خيلي از رواياتي كه امروزه نقل ميشود و يا در كتابهاي فتن و علائم و نشانههاي ظهورميآيد غير از الغيبة نعماني به فتن ابنحماد برميگردد.
آقاي صادقي در ادامه افزود: روايات در منابع شيعه و اهل سنت به تدريج زياد مي شود تا آنجا كه كتابي با نام «مئتان و خمسون علامة»، «250 علامت ظهور» را داريم. وي در ادامه با اشاره به تحريفاتي كه كم و بيش در شيعه و اهل سنت به وجود آمده، گفت: در الفتن ابنحمّاد بسياري از روايات به پيامبر(ص) نميرسد و مربوط به صحابه است و چون از ائمه ما هم روايت نقل نمي كنند پس به اصطلاح حديثي رواياتشان موقوف است.
آقاي مصطفي صادقي مقدمه دوم بحث را به راويان همين باب (نشانههاي ظهور) اختصاص داده وبه پردازش فرقههاي منحرف شيعه و سني مثل واقفيه و زنديه پرداخت.
آقاي مصطفي صادقي مقدمه سوم بحث را به متمهديان يعني كساني كه ادعاي مهدويت داشته يا در موردشان ادعا شده اختصاص داده و بعد به بيان فهرستوار اشخاص مذكور پرداخت. تمام فرقه ها با پنهان كردن شخص مورد نظرشان قصد داشتند او را غايب جلوه دهند.
وي در ادامه به آميختگي علائم ظهور با اشراط الساعة كه از نشانههاي قيامت است پرداخت و علتاين آميختگي را چند چيز دانست يكي اينكه «ساعه» به «مهدي» تعبير شده و «القيامه» به «القائم» و دوم اينكه الفاظ نزديك به هم بوده و ديگري ارتباط مهدي(عج) با آخرالزمان و پايان تاريخ است.
اين محقق با بررسي نشانه هاي تاريخي ظهور روايات سود دانست و گفت: پرچمهاي سياه كه از خراسان آشكار ميشوند، در منابع اهل سنت روايت زياد است اما در شيعه فقط چهار روايت داريم.
ايشان با اشاره به اينكه نشان نهضت بنيعباس پرچم هاي سياه و ابومسلم از داعيان آن ها بود، خاطرنشان كرد: اگر بخواهيم به مقايسه روايات با اين موضوع تاريخي بپردازيم بايد گفته شود روايات، كه از الفتنابنحماد است از كعب الاحبار نقل شده يعني حتي از پيامبر(ص) هم نيست: (لا تذهب الايام حتي يخرج لبني العباس رايات سود من قبل المشرق) و روايتي هم وجود دارد از علي بن ابيطلحه، كهباز هم از معصوم نيست: «يدخلون دمشق برايات سود عظام يقتلون فيها مقتلة عظيمه شعارهم بكشبكش» و اين كلمه بكشبكش در الفتن هست به همين صورت فارسي و اين موضوع از لحاظ تاريخ همكاملاً صحيح است. پس رواياتي كه رايات سود را دارد تطبيق بر رايات سود عباسيان ميشود و نشانه و علامت ظهور نيست، در ادامه وي با اشاره به روايت اميرالمؤمنين(ع) در ذيل آيه «فاختلف الاحزاب منبينهم» به تحليل علت مشتبه شدن رايات سود با علامت ظهور پرداخت و گفت: اميرالمؤمنين(ع) در ذيل آيه فرمودند: «انتظرو الفرج من ثلاث؛ اختلاف اهل الشام بينهم، رايات سود، فزعة في شهر رمضان» عليرغم اين كه سند اين روايت ضعيف است ولي در صورت تأييد، منظور از فرج در اينجا گشايش امورمؤمنان است كه صحيح هم مي باشد كه در اختلاف اهل شام بود و در رايات سود بود كه به هر حال بنيعباس تشكيل شد و شيعه مدتي راحتتر بود. در مورد فزعة شهر رمضان هم كي هست ياچي هست يارخ داده يا نداده نميشود گفت علامت ظهور است ضمن آنكه هيچ حرفي از ظهور در روايت نيست.
ايشان با اشاره به اينكه رواياتي هست كه در كنار رايات سود تصريح به مهدي دارد و در شيعه هميكي دو تا هست به بررسي و نقد يكي از اين روايت ها در اهل سنت پرداخت و افزود: در اهل سنت داريم: «اذا رأيتم الرايات السود خرجت من قبل خراسان فأتوها و لو حبواً علي الثلج» يعني اگر رايات سود ازطرف خراسان آمدند شما هر چند به رفتن روي برف باشد به استقبالشان برويد «فان فيها خليفه اللهالمهدي». اين روايت كه از رسولالله(ص) و حتي غلامش هم نقل شده، تحريف شده روايتي ديگر از پيامبر اكرم(ص) است كه در مورد امام زمان(عج) فرموده: «لاتقوم الساعة حتي يقوم قائم منا بالحق ....فأتوه و لو حبواً علي الثلج فانه خليفه الله» اين گرتهبرداري و سوء استفاده به نظرم كار عباسيان باشد. در مورد وي افزود: در شيعه روايات در مورد رايات سود را فقط تا امام صادق(ع) داريم و بعد از آن نداريم و رايات سود هم در زمان امام صادق(ع) ظهور كردند و اهل سنت هم هر چه روايت دارند يا از صحابهاست يا از تابعين. سپس براي اثبات اين ادعا كه رايات سود فقط همين رايات سود عباسيان هستند چند شاهد تاريخي را نيز برشمرد، مثل ملاقات ابومسلم با امام صادق(ع) (هر چند از لحاظ تاريخي اثباتشمشكل است) آمده كه امام صادق(ع) در موردش فرمودند او صاحب رايات سود است.
آقاي صادقي در مورد ظهور سفياني گفت: در مورد سفياني روايت زياد است ولي نكته هايي را بايد توجه داشته باشيم. اول: حتمي بودنش دوم: در رجب ظهور خواهد كرد. سوم: در اهل سنت روايات در مورد سفياني مثل يك داستان است كه كجا خواهد رفت، چه خواهد شد و ... ولي در شيعه به اين شكلنيست. چهارم: تناقض و ابهام عجيبي كه در روايات سفياني هست مثل نام او (عبيسه يا محمد يا زيد يايزيد است)، در محل خروجش تناقض است (از ايليا يا از شام)، در مدت حكومتش هم تناقض است و در شخصيت او كه اصلاً مثبت است يا منفي.
آقاي مصطفي صادقي در مورد سفيانيهاي تاريخ گفت: سه يا چهار نفر در تاريخ ادعاي سفياني بودنداشتند كه 2 نفر از بقيه مشهوترند. وي در ادامه به بررسي روايات در مورد سفياني پرداخت و با نقل روايات گفت مصعب ميگويد كه اين روايات جعلي است اما ما نمي توانيم قبول كنيم به خاطر اينكه تنها مصعب با ترديد گفته است: زندگي خالد و مشورت مروانيان از او و اين كه مقابله اي با مروانيان نداشته اين طور نشان نمي دهد كه بخواهد اين كار را انجام دهد. روايات دشمني سفياني فقط با مروانيها نيست كه بگوييم خالد جعل كرده و علاوه بر همه اينها كثرت روايات در مورد سفياني را نميشود رد كرد. ولي جزئياتش كه از كجا ميآيد و كجا ميرود و كه را ميكشد و .... قابل پذيرش نيست.
آقاي مصطفي صادقي بحث چهارم خود را در مورد طلوع خورشيد از مغرب عنوان كرد و بر اين باور بود كه اين واقعه از نشانههاي قيامت است نه نشانههاي ظهور. حتي سخن مفسران كه مي گويند بعد ازطلوع خورشيد از غرب ديگر ايمان و عمل هيچ فايدهاي ندارد مؤيد اين ادعاست. وي دليل مشتبه شدن اين واقعه را كه نشانه قيامت است يا ظهور، جدا از اينكه شيخ مفيد اعلام كرده و روايتي هم نياورده، چنين عنوان كرد: روايتي كه صعصعه از امام علي(ع) نقل كرده، در آنجا صعصعه به شخص كنارياش مي گويد اين شخصي كه صحبت از اوست همان شمس مغربي است كه دوازدهمين امام است. اشكال مطلب اينجاست كه اولاً صعصعه در آن زمان حرف از دوازده امام زده و ثانياً صرف گفتن صعصعه اينواقعه علم شده است براي ظهور. به هر حال از مجموع روايات و تفاسير چنين برداشت ميشود كه اين واقعه نشانه قيامت است نه نشانه ظهور.
سخنران دهمين نشست علمي انجمن تاريخپژوهان دو نشانه ديگر را خراساني و حسني دانست و عليرغم شهرت آن ها و استناد خاص و عام به نشانه بودن آنها گفت: به اين دو هم خيلي نميشود اعتناكرد. چون در مورد خراساني 2 يا 3 روايت داريم و بيش از آنكه روايت باشد انتزاع است از خراسان ورايات سود. البته من نميخواهم خراساني را بر شخصي تطبيق دهم ولي ميخواهم بگويم نشانه ظهورنيست. در مورد حسني هم بايد گفت بر خلاف شهرتش روايات كمي دارد. يكي از اين روايات از امام صادق(ع) است كه سؤال ميشود: متي خرج شيعتكم؟ امام ميفرمايد: اذا اختلف ولد العباس و ظهرالشامي و اقبل اليماني و تحرك الحسني. سند اين روايت در كتاب كليني سند صحيحي است. دومينروايت مربوط به حسني از مفضل بنعمر است در كتاب الهداية الكبري براي ترديد در آن روايت همينكه بحث از حسني و طالقان و شعيببنصالح تميمي كرده كافي است. منبع آن هم كه الهداية الكبري از ديد مرحوم مجلسي و ديگران اعتباري برايش نيست. منبع ضعيف، سند ضعيف، مجاهيل درآن هست و سند افتادگي دارد. سومين روايت در مورد حسني هم به اين دليل رد ميشود كه منبع آن ازقرن هفتم است و روايات ابيعبدالله(ع) يعني امام جعفر صادق(ع) را نسبت داده به ابيعبدالله الحسين(ع) و جالبتر اينكه روايت را از زبان معليبنخنيس از ابيعبدالله نقل ميكند. اين در حالياست كه معلي از ياران امام صادق(ع) و وكيل خانوادگياش بوده است. پس اين روايت هم به دليل نداشتن سند رد است. آخرين روايت در مورد حسني هم ميگويد كه حسني صاحب طبرستان قيامخواهد كرد و با قميها خواهد جنگيد و اموال آنها را به غارت خواهد برد. اين روايت در بحار است. خارج از اينكه سند و منبعي برايش نيامده صحبت از دشمني حسني با شيعهها ميكند در حالي كه آنچه معروف است عدم دشمني وي با شيعيان است.
آقاي مصطفي صادقي در پايان و در يك جمعبندي كلي در مورد بحث چنين گفت: در مجموع به اين نتيجه ميرسيم كه اين چند علامت ظهور را كه من بررسي كردم يعني آنهايي كه به ذهن ميرسيد كه در تاريخ رخ داده باشد يا مشابهش در تاريخ بوده باشد: در مورد سفياني و مقداري هم در مورد نفس زكيه دراصلشان ميشود توقف كرد امـّا جزئيات را نميتوان پذيرفت، جعل و تحريف است. رايات سود مربوطبه عباسيان است و حسني و خراساني هم روايات صحيحي در مورد آن ها نداريم. طلوع شمس از مغرب هم از اشراط الساعه است.
